تشنه لبان

 

 

 

 

**   تشنه لبان **

 

     در تنگنای  زندگی دست و پا میزنم          

  سلول تاریک زمان

  روزنه های سپیدی ها را   

  بر من میبندد

  کامگاران را صدا میزنم

  خاطر های طلائی

  همچون غچیگکان نوبهار

  جلو چشمانم میرقصند

  و از نظرم یکا یک رد میشوند

  دنبال پرواز های شان

  رنگا رنگی زمانه عبور میکند

  در رنگ خا کی دشت

  تشنه لبان آغشته به خون را میبینم

  جان سپاران و خسته دلانرا

  که اژدهای منهوس جنگ آنانرا میبلعد

  من چون بسمل افتاده از آشیان

  در دام هیاهوی دهر

  دست و پا میزنم

  کامگاران را صداد میزنم

  کامگاران را صدا میزنم

 

/ 6 نظر / 3 بازدید
عزیزفیاض

سلام و آرزوی سلامتی و بهروزی خوشحالم اولین خواننده شعر زیبایت هستم خیلی خوب و عالیست کامگار باشید راستی اگه خواستی سیب سرخ را در جمع دوستانت جا بده من هم همین کار را میکنم

زریر

سلام خواهر عزیز و بزرگوار سپیده ی نهایت زیبا و عالی از شما بخوانش نشستم تصویر و منظره ارزنده ای را با ترکیبات و تشبیهات دلپذیر در قالب گنجانیده اید که بهترین ذهنیت را از حالت موحود در خواننده ایجاد میکند که خود قدرتمندی شاعر را بیانگر است. با یک مثنوی در خدمت شما قرار دارم منتظر حضور تان هستم موفق و کامگار باشید[گل]

محمد

سلام عزیزم امیدوارم موفق وسلامت باشید [گل][گل][گل] [گل][گل] [گل]

محمد

سلام عزیزم امیدوارم موفق وسلامت باشید [گل][گل][گل] [گل][گل] [گل]

یاشیل

نویسنده و شاعره بلند آوازه ی ما سرکار خانم عزیزه عنایت باسلام و درود مجدد به خاطر شرکت در جشنواره ادبی استاد شهریار چند روزی در تبریز بودم و لذا امکان پذیر نشده بود شعر جدیدتان را بخوانم.اگر از من بپرسید که حال و هوای شعرتان را چگونه دیدیم!بایستی بگویم در این شعر که شعری نو با مضامین نوع دوستی و مبارزه و یک نوع شعر اجتماعی بود،بوی مرحوم شاملو را استشمام کردم. احساس می کنم که بارها آثار چنین شاعر بزرگی را خوانده و از آن بهره ها برده اید.اگر چه شما در سرودن شعر کلاسیک با مضامین نو دستی توانا دارید،اما در سرودن شعر نو هم پله های ترقی را طی و به قله های بلند رسیده اید.برایتان در راهی که پیموده اید خسته نباشید می گویم.تا روزی که زنده باشم دعاگوی تان خواهم بود و برایتان سعادت و تندرستی آرزومندم.اردتمند همیشگی تان(یاشیل)

عزیزه عنایت

برادر محترم و گرامی من ( محمد ) سلام از حضور گرم و با صفا ی شما در این خانه اظهار خورسندی میکنم خوشحالم که با نوشته های خویش به من محبت میدهید . ولی آدرس نگذاشته بودید تا من در خانه شما آمده وازداشته شما دیده روشن میکردم . بهر صورت بار دیگر برایم آدرس بگذارید موفق و کامگار با شید محمد عزیز.[گل]