جنگ تحمیلی

مردمیکه سالها بار جنگ تحمیلی رابردوش کشیده اند

-------------------------------------------------------------

ازآنجائیکه  مردم شریف وطن با وجود ترس وهراس  ازعواقب اعلام نتایج

انتخابات ریا ست جمهوری در این مدت زندگی را سپری نمودندو چندان دل

خوش از این انتخابـات و تمثیل های آن نبودند بآنهم  بعدازبـه پایان رسیــــدن

این مرحله فکر میکردندکه با اعلام  نتایج نهـــائی انتخابـات شاید تغـــیری در

اوضاع سیاسی کشوربوجود آید و سلسلهء این زدو بند هاو هیاهویکه جــریان

دارد خاتمه یا بد  تا مردم بتوانند به زندگی روز مره خویش  ادامه بدهند .

 ولــی بـــا دریــغ انــتخــابــات کــه درآن چــهــارصــد وهشتــادو هشــــــت

ملیون دالرنیز بمصرف رسید به نا کامی انجامید و نسبـت عدم  شفــا فیــت  و

تقلب کارهای که در آن صورت گرفت نتوانست جواب ده پاسخ هاوخواستـــه

های ملت نجیب افغانستان با شد و قناعت اکثریت را فراهم کند .

جامعه جهانی که نیز متوجه این موضوع شده وباوارد کردن فشاربالای رئیـس

جمهور کرزی انتخابات  به دوردوم کشانیده شد که تشویشی دیگری را در بیـن

مردم  ایجاد کرده است .زیرا اهالی شریف که در ولایـــات و و لسوالی هــای

دور دست  افغانستان زند گی میکنند وضع امنیتی دربعضی ازاین مناطق خوب

نبوده بلکه روز تا روز خراب تر میشودکه با رفتن به پای صندوق هـــای رای

از جانب  مخالفین  دولت تهدید به مرگ و یا بریدن دست وانگشت میشو نــد.

زیرا دولت در اکثریت این مناطق تسلط کامل نداشته و مخالفیــن دو لت در این

ساحات  حاکمیت دارند که مردم را به بهانه های مختلف اذیت خواهند کرد. 

از جانبی دیگر نسبت فرا رسیدن زمستان و هوای سرد اهالی  ایــن منا طــــق

دچار مشکلات  شده و حتی به قیمت جانهای شان  تمام خواهد شد .

        مردمیکه  سالهای زیادی  بار جنگ تحمیلی را بردوش کشیده اند و در

فقر وبدبختی بسر میبرند وآن عـــدهء که از کشور های ایران و پاکستان دوباره

به وطن برگشته اند بدون سرپناه در بیکاری و مریضی های گوناگون دست وپا

میزنند و به یک آیندهء نا معلوم می اندیشند که قادر به تعین سرنوشت خویشتـن

نیستند پس روی کدام شوق و علاقه در پروسه انتخابات دور دوم شرکت کرده 

و زعیم آیــنــده ء کشـــور خــویـــش را تــعیـــن نمــا یـــند و آنهــم در ایـــــن 

 اوضاع نـــا بـــه سامان . طبیــعی اســـت که  حضــور مـــردم  در دوردوم

 نیـــز کمـرنــگ خــــواهــــد بـــود و ازســـو ی د یــگـــر کشـــو ر یکــــــه

 استقلالیــت خــویـــش را نـــداشــته بــا شــد بیگـــانــه گــان در آن تصــمیــم 

گیـــرنــده بـــا شنــد .

         امریکا با براه انداختن انتخابات در افغانستان  میخوا ست به جهانیان

نشان دهد که افغانستان یک کشور آزاد و مستقل است  انتخابات  دموکراتیک

و عادلانه درآن جریان  دارد ومردم این سر زمین خود تصمیم گیرنده هستند .

 د ر حـــالیکه هیـــچ طـــرحی بـدون موجــــودیــت  اعــضــای سازمان ملل

 ومشـــوره هـــای آنان صورت نمیگیــــرد که پـــروسه انتخابات نیــز یکـــی

از عملکرد های آنان بود که به یاس مبدل شدو جهان به عمل شان بی باورشد.

        ریس جمهور اوباما که خود در این ورطه گیر مانده است واز ورودش

به کاخ سفید تا کنون  بیست و یک هزار نیرو به افغانستان  فرستاده است کـــه

نظر به درخواست ژنرال مک کریستال فرمانده نیروهای امریکا سیزده هــــزار

نیروی دیگر نیز باید بفرستد و این در حالی است که ۴٩ در صدمردم امــریکــا

با فرستادن  نیروی اضافی در افغانستان مخالف اند و همچنان  معــاون رئیــس

جمهور و مشاور امنیت ملی وی نیز مخالف  این افزایش  نیرو در افغانستـــان

هستند .

       سوال در اینجاست  که هرچه  نیرو نظامی  نا تو در افغــانستان بیشتـر

میشود  به همان اندازه  ناامنی و آتش جنگ نیز شعله ورتر میشود درحالیکـه

در سال ٢٠٠٢  تعداد عساکر که به ۵٠٠٠ هزار نفر میرسید طالبـان کمتــــــر

فعالیت داشتند و اکنون که  تعداد سربازان کشورهای ذیربط به ٧٠٠٠٠ هــزار

نفر میرسد اکثر ولایات کشور نا امن تر از قبل گردیده و مخالفین نیز از مـردم

بی دفاع کشور منحیث سپر استفاده کرده  فعالیت های شان  اضافــه تر شـــده

است .

       سمت شمال کشور که آرام ترین  منطقهء افغانستان به شمارمیرفت نیـز

 نا امنی ها در آن ایجاد شده و مردم آن نقاط را پریشان وهراسان ساخته است

کشتار غیر نظامیان در ولایات  فاصله بین مردم و دولت را ایجاد کرده است

 که جلو این  کشتار بیر حمانه  به گفتار نه با ید به عمل گرفته شود .

        طبیعی است که اگر امریکا و متحدین آن خواسته با شند و هـــد فی در

کار نباشد  نیروی با قدرتی که (نیروی ناتو) در افغانستان وجود دارد میتــواند

درکوتا ترین مدت جلو دهشت افگنی هارا بگیـرد و دشمنان افغانستان را کــــه

تعداد شان بیشتراز ١۵ و یا ٢٠ هزار  نمیرسد نابودسازند . ولی اهـــداف جـای

دیگر است  که  بخاطر آرامی  و امنیت افغانستان تــوجه ء از جانــب آنــــا ن

صورت نمیگیرد .

روی همین دلیل است که جنگ در افغانستان جریان دارد و مردم این کشورچه

در داخل و یا خارج از کشور آواره ,فراراز محل ویا وطن  کشور به کشــور

تحت شکنجه های روحی و جسمی قرار میگیرند که میتـــــوان از مهاجــریــن

افغان در کشورهای ایتالیا ,فرانسه,ویونان نام بردکه با چه بی سرنوشتی حالت

زار در روی جاده ها وپارک ها با اطفال خورد و کوچک  سر گردانند که به

امراض گوناگون  مبتلا شده و هیچ مرجع نیست که از حال آنان جویا شــــود

 تعداد از هموطنان مان در کشور هالند بنام های مختلف (یک  اف )وناقضیـن

حقوق بشتر در افغانستان از ١٠ - الی ١٢ سال بدینسوبا فامیل هـای خو یــــش

بی سرنوشت و در کمپ ها بسر میبرند . بآنکه تعداد از روشن فکران  نهــاد

های اجتماعی و سازمانهای افغانان مقیم در هالند  با براه انداختن  تظاهــرات و

گــــرد همآئی هـــای  مشــــترک به دفـــاع از این  همو طنــــان مــان بار بار

اقدام کردند  ولی تاکنون نتیجه مثبت  به خاطر مشکل این همیهنان مان بدست

نیامده است .

        دولت افغانستان که نسبت به اتباع کشور مسئولیت  دارد دراین زمینه

هیچ توجه نکرده تا باارتباط  با این کشورها راه حلی برای این  مها جـــــرین

جستجو میشد . و همچنان در این اواخر نظر به کـــزارش رسانــه هـاپــولیس

پاکستان  تعداد از مهاجرین افغان را باز داشت و مورد لت  کوب قرارمیدهد.

و در کشور ایران نیز وضع مهاجرین افغان  بدتر از این ها است که تـــذکـــر

داده شــــــد.

لهذا تمام این پریشانی های  ملت افغان نا شی از جنگهای خانمان سـوزودست

بازی های مداخله گران است  که علاوه از این ها افغانستان  مهـم تر یــــــــن

  تولید کنندهء  تریاک  با نودودوفیصد تــــولید  جهانی در جهـان معـــرفــــی

شده   کــه در اثر مــداخله  د شمنـان وطــن و مــردم , افغــانستان بـــه یـک

پایگاه نظامی , تولید کننده ء مواد مخدرو فقیر ترین کشور در جهان به حساب

میرودکه بار این همه مصیبت ها را مردم بی گناه و بی دفاع کشورمامیکشند

       اگر جامعه جهانی واقعاً دلسوزانه عمل میکرد میتوانست در این مد ت

هشت سال تا حدودی مشکلات مردم را مرفوع  میساخت ولی بر عکــس در

بین مردم  وطن بی اتفاقی , قوم گرائی , نفرت و دشمنی رشد کرده که حتی

مردم  افغانستان را نمیگذارند که  با اتحاد و اتفاق  بخاطر بهبود کشورخویش

  قدم گذارند . هستند تعداد رو شن فکرانیکه  بیرون از کشـور و یـادر داخـل

کشور نظریات شان درمورد بهبود اوضــاع  و صلح امنیــت کشــــور مـــان

قابل پذیرش بوده  و با حمایت از آنان حلقه وسیع  متحد یــن را تشکیــــل داد

ولی  مداخله گران  این افراد را حق نمیدهند چه آنان میدانند که با مـوجویـت

چنین افراد, دیگر جای پا برای آنان با قی نخواند ماند .

       پس هموطنان عزیز با ئید که  با وحدت و با پیروئی از نیاکان خویش

راه بیرون رفت ازایــــن ورطه را بیابیم  و مخصوصاً آنانیکه در امریکــا و

 اروپا نسبتاً زندگی مرفع و امکانات  بیشتر نسبت به مردم  داخل کشـــــو ر

دارند تلاش بخرچ دهیم . بااحترام

                         عزیزه عنایت

                         ٢۴/١٠/٢٠٠٩

                           

       

/ 13 نظر / 14 بازدید
نمایش نظرات قبلی
م ع ب

سلام واقعا زیبا می نویسید بعضی شعراتون را در هاردم کپی کردم البته با اجازه تون بای

یاشیل

استاد فرزانه و صاحب سخن سرکار خانم عزیزه عنایت با سلام و عرض ارادت مجدد،مقاله ی روشن گرایانه و تیزبین تان را خواندم و جسارت شما را در نوشتن چنین مقالاتی می ستایم.البته اشعار و نوشته های شما نیازی به تعریف و توصیف ندارد،چرا که نوشته های شما برای همه آشناست.خیلی ها هستند که صرفا از گل و بلبل می نویسند و اشاره ای هرگز به کوچکترین آلام مردم و حوادث پیرامون آن ندارند.ولی انصافا من شما را شاعره ای توانا و با وجدان بیدار و آگاه یافتم همیشه.ضمنا من هم مقالاتی را در خصوص ادبیات معاصر افغانستان تهیه می کنم که در آینده نزدیک در وبلاگم خواهم گذاشت.برایتان سعادت و سربلندی جاودانه آرزومندم.ارادتمند شما(یاشیل)

لطیف کریمی استالفی

خانم عزیزه عنایت ، نویسندۀ خوب و شاعرۀ شیرین کلام ، سلام و درود بی پایان بر شما ! مضمون پر محتوای شما را خواندم ، شاید درد های مان یکی باشد ، درین رابطه اخیرین شعر گونه ی تحت عنوان مرگ باور سروده ام که میتوانید همین اکنون آنرا در سایت مشعل یا رسانۀ نور مطالعه کنید . و دردهای مشرک مان را بهم تقسیم . ضمناً آخرین داستان واقعی تلخترین شام غریبان بروز است ، میتوانید آنرا نیز مرور نموده از نظریات اندیشمندانۀ خود ما را بهره ی بخشید . کامیاب باشید .

سنگلاخی های مقیم ایران

سلام هموطن مطلب زیبایتان را خواندم تشکر از زحماتی که در وبلاگ میکشید واز تلاش های فرهنگیتان به نظر من مردم افغانستان امروز بیش از هر چیز به فرهنگ نیاز دارن و این وظیفه ماست که در این راه تلاش کنیم گذشت و بخشش پایه وحدت است مردم ما باید گذشته را فراموش کنند و به اینده بیندیشند زیرا بدون گذشت ،اتحاد و بدون اتحاد،پیشرفت ممکن نیست موفق و سربلند باشی به امید روزی با افغانستانی اباد ازاد و متحد

سنگلاخی های مقیم ایران

سلام تشکر از محبتتان وبلاگ زیبایتان را لینک کردم امیدوارم این ارتباط برقرار باشد موفق و موید باشید

رضاپارسی پور

سلام عزیزه جان...ممنونتم.هر چی بگی درسته و حق می گی.کاهلیهای منو ببخش.خدا شاهده به یادت بودم ولی باور کن نرسیدم.به دل خودت نگاه کن ببین راستشو بهت گفتم یا نه.هر جا هستی شاد و سلامت باشی.همیشه شرمنده’ خوبیهات و مهربانیات هستم.ممنونتم.لطف نمودی قدحت پر می باد. دلسوزیهایت برای مردم وطنت زیبا و آگاهانه و قابل تقدیر و ستایش است. [گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل]

زینت

عزيزه جان نازنينم : سلام و محبتم نثارتان. آرزوميكنم دركنار خانواده عزيزتان سبز و سلامت باشيد. اي كاش اينهمه پول براي ساختن شفاخانه و مكتب به مصرف مي رسيد. كاش اين مرد ديوانه ي قدرت اقلا شهامت آنرا ميداشت كه بدون برگذاري و برباد كردن مليونها دالر كه ميتوانست دردي از هزاران درد مردم را دوا كند. به سلطه احمقانه اش ادامه ميداد و امروز اين فضاي مسخره را ايجاد نميكرد. چگونه مردمي كه چندين سال تمام او را تحمل كردند بار ديگر به اين دزد بزرگ راي ميدهند. اصلا آدم جوابي نمي يابد.

یاشیل

خواهر ارجمندم استاد فرزانه سرکار عزیزه عنایت با سلام و عرض ارادت مجدد،به استحضار عالی می رسانم که قسمت اول مقاله در آمدی بر ادبیات معاصر افغانستان در معرض دید و قضاوت شما بزرگواران قرار گرفته است.بی شک نظرات سازنده ادیبان پیشرو ئی مثل آن بزرگوار مرا در تهیه ی قسمن های بعدی رهنمون خواهد ساخت.ارادتمند همیشگی (یاشیل)

زریر

خواهر عزیز و عالیقدر سلام با یک غزل بی صبرانه انتظار قدوم تان را دارم شاد و سرفراز باشیسد

شریفی

استاد بزرگوار عزیزه عنایت سلام این نوشته دل هر دردمندی را به درد می آورد این وحشیان این کشور بیچاره را میدان بزکشی ساختند با یک داستان جدید در انتظارم